نمونه هايی از اشعار حافظ که واژه ی رند در آنها به کار رفته است :

 « من اگر رند خراباتم وگر حافظ شهر                     اين متاعم که تو می بينی و کمتر زينم »

« مر ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سياه               هزار شکر که ياران شهر بی گنهند »

« زاهد غرور داشت سلامت نبود در راه                           رند از ره نياز به دارالسلام رفت »

« حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظر باز          بس طور عجب لازم ايام شباب است »

« عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت                  که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت »

« حافظ می خور و رندی کن خوش باش ولی                 دام تزوير مکن چون دگران قرآن را »

« بيا ساعتی ! آن آتش تابناک                                  که زردشت می جويدش زير خاک »

« فکر خود و رأی خود در عالم رندی نيست        کفر است در اين مذهب خودبينی و خودرأيی »

« اهل کام و نام را در کوی رندان راه نيست        رهروی بايد جهان سوزی ، نه نامی بی غمی »

خواجه شمس الدين محمدبن حافظ شيرازی يکی از بزرگترين غزل سرايان ايران و از زمره ی مشهورترين شاعران جهان است که در اول قرن هشتم هجری در شهر شيراز به دنيا آمد .

 وی مدتی از روزگار خود را بين کسب معاش و کسب علم گذراند تا اينکه از مجالس درس علمای بزرگ شيراز استفاده کرد و به يادگيری کتب مهم علوم شرعی و ادبی از قبيل « کشاف زمخشری » و « مفتاح العلوم » سکاکی پرداخت .

خواجه کل قرآن را با قرائت چهارگانه از حفظ داشت و بعد از فراگيری علوم شرعی و ادبی ، با وارد شدن در محافل ادبی و عرفانی به معاشرت با علما و عرفا مشغول شد .

در شيوه ی سخنوری حافظ تأثير پيشينيان بر شعر و سخن نمايان است و وی تا حد زيادی سخن شناس بوده ، چرا که مضامين اقتباس شده را بهتر از صاحبان اصلی ادا می کند .

شاعرانی که شيخ از آنها تأثير گرفته عبارتند از :­ ( سنايی ، انوری ، خاقانی ، فاريابی ، نظامی ، عراقی ، عطار ، سعدی ، اميرخسرو ، خواجوی کرمانی و عده ای ديگر ) .

حافظ در شعر خود از قرآن و تفاسير نهايت سود را برده است . او همچنين تسلط کاملی به علم عروض داشت که نهايت استاديش را در اين علم در اشعارش به کار برده و خوش خوانی و خوش لهجگی حافظ و نيز طربناکی و دانستن روح اميدواری و عشق و موزونی در اشعارش برای همه مشهود است .

اشعار وی غالباً دارای معانی عرفانی و در قالبهای بسيار زيبا و دلنشين هستند . استفاده از الفاظ و کلمات در نهايت استادی و چيره دستی باعث شهرت حافظ در تمام ايران و بلکه در ديگر کشورها شده است .

 حافظ غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی را به هم پيوند می زند و به ابيات غزل استقلال می دهد و انقلابی در غزل پديد می آورد .

ايهام و ابهام يکی از ويژگيهای سبک حافظ است . هيچ شاعری چون او نتوانسته سخن را بيارايد که علاوه بر تناسب يا تضاد بين کلمات ، هر واژه اش دارای چند معنی باشد .

از شيخ بزرگ شيرازديوان کلياتی شامل پنج قصيده و غزليات و مثنوی کوتاه معروف به آهوی وحشی و ساقی نامه و قطعه ها و رباعيات باقی ماندهاست .

 اولين بار محمد گلندام بعد از مرگ شاعر اقدام به جمع آوری اشعار اين شاعر بزرگ نموده است . وی در سال « 792 هجری قمری » در سن شست و پنج سالگی فوت کرد و آرامگاهش در شيراز می باشد .

کلمات در اشعار حافظ چند بعدی است و او کلمات را در اشعارش در جای خود به کار برده است. اشعار وی فقط عاشقانه نيست بلکه مضامين عرفانی را نيز بيان فرموده و به اين اعتبار غزلياتش آميزه ای از غزل عاشقانه و عارفانه است ؛ بدين سبب بايد اصطلاحات عرفانی ، کلماتی چون : جام جم ، می ، معشوق ، خرابات ، ميکده ، رند ، شاهد و... و ايهاماتی از اين نوع را شناخت تارمز راز اشعار جاودان خواجه شيراز را در يافت .

در اصطلاح متصوفان و عرفا رند به معنی کسی است که جميع کثيرات و تعينات وجوبی ظاهری و امکانی و صفات و اعيان را از خود دور کرده و سرفراز عالم و آدم است که مرتبت هيچ مخلوقی به مرتبت رفيع او نمی رسد . ( از فرهنگ مصطلحات عرفا ، تأليف دکتر سيد جعفر سجادی به نقل از گلشن راز ، چاپ کيوان ، ص620 )

معانی کلمه ی رند:

به معنای هوشيار ، باهوش و هوشيار آنکه با تيزبينی و ذکاوت خاص مرائيان و سالوسان را چنانکه هستند شناسد نه چون مردم عادی . (يادداشت علامه دهخدا )

فکری که افکار او از امور شرعيه از روی زيرکی باشد نه از روی جهل . ( غياث الغات )

به معنای منکر و لاابالی و بی قيد ، ايشان را از آن جهت رند خوانند که ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سلامت باشد . (برهان قاطع )   

به معنای مردم بخيل و زيرک . ( برهان قاطع )

به نظر نگارنده بهترين معنی برای « رند » در اشعار حافظ ، انسان آزاده است و در اصطلاح عرفانی رندی قطع نظر است از انواع اعمال در طاعت .

حافظ رند آزاده ای است که برای آنچه می انديشد و آنچه می کند ، حساب پس نمی دهد و رد و قبول عام را به چيزی نمی شمرد و خود در اشعارش رند و رندی را توضيح می دهد .

 کلمه ی « رند » در شعر حافظ «52 « بار آمده و اين کلمه يکی از کلمات کليدی ديوان حافظ است.

حافظ خود را رند می خواند و به گفته او :

1.       رندی موقوف به هدايت است.

2.       رندان عافيت سوزند.

3.       آب انگور در چشم رندان چون ياقوت گرانبهاست.

4.       رندان بلاکشند.

5.       تحصيل رندی آسان نيست.

6.       رندان رهروان جهانسوزند.

7.       رندان يک رنگ ستند.

8.       رندان خود رأی و خود بين نيستند.

9.       رندان بی سرو سامانند.

10.   در کيش رندان آتش پرستی و دنيا پرستی يکي است.

11.   ايشان از يک طرف به اسرار خلقت واقفند و از طرف ديگر بي خبرانند.

12.   رندی با صلاح و تقوی نسبتی ندارد.

13.   رندان از راز طبيعت آگاهند.

14.   رندان گناهکارانند.

15.   طريق رندی بر همه کس آشکار نيست.

16.   رندان بدنامانند.

17.   رندان بی خبرانند.

18.   در مجلس رندان خبرهاست.

19.   رندان بی قيدانند.